عشق آن زمان معنی پیدا می کند
که بدانی زندگی بدون یار جهنم است
عاشق تویی . . .
+ نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 1:31  توسط elyar & aygoon
|
عزیزم بیوک جان
تو زندگی منی
مواظب زندگی من باش
+ نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 1:27  توسط elyar & aygoon
|
قد تموم ستاره هاي آسمون دلم
دوستت دارم عزيزم
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 12:29  توسط elyar & aygoon
|
بوسه
در دو چشمش گناه مي خنديد
بر رخش نور ماه مي خنديد
در گذرگاه آن لبان خموش
شعله يي بي پناه مي خنديد
شرمناك و پر از نيازي گنگ
با نگاهي كه رنگ مستي داشت
در دو چشمش نگاه كردم و گفت
بايد از عشق حاصلي برداشت
سايه يي روي سايه يي خم شد
در نهانگاه رازپرور شب
نفسي روي گونه يي لغزيد
بوسه يي شعله زد ميان دو لب
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 12:27  توسط elyar & aygoon
|
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 12:17  توسط elyar & aygoon
|
+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 19:23  توسط elyar & aygoon
|
اونی که عشق و احساس تو قلبش جا نداره
فقط مث یه عکسه
که تو قابی روی دیواره
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 15:36  توسط elyar & aygoon
|
آخه آدم چي بگه تقصير ما كه نبود هرچي بود زير سر چشم تو بود,
يكباره تو راه ما سبز شدي ما رو عاشق كردي ما رو مجنون كردي ما رو داغون كردي,
آخه ما واسه خودمون معقول آدمي بوديم دست كم هر چي كه بود آدم بي غمي بوديم كس وكاري داشتيم سرو ساموني داشتيم
حالا از ما كه گذشت ولي بعد از اين اگه شبي نصف شبي به كسوني مثل ما قلندر ومست وخراب تو كوچه برخوردي
اون چشارو هم بزن يا اقلا ديگه اون ريختي بهش نگاه نكن آخه من قربون اون چشات برم
اگه هر نگاه بخواد اينجوري آتيش بزنه پس بايد تموم دنيا تا حالا سوخته باشه
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 15:31  توسط elyar & aygoon
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 22:59  توسط elyar & aygoon
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 22:55  توسط elyar & aygoon
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 20:27  توسط elyar & aygoon
|
+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 14:46  توسط elyar & aygoon
|
بی تو اینجا یلدایی خاموش بر ثانیه هایم حکم می کند
و قلبم در سکوت خاموش شبهای تنهایی اش همزبانی می کند
بی تو اینجا ناقوسها از حرکت باز مانده اند
بی تو اینجا منم و من و تنهایی من
قصه دلدادگی ما بی آنکه بخواهیم شکل گرفت
در گذر زمان به اوج رسید و بی آنکه بخواهیم در دل ثانیه ها حبس شد
و اما امروز که این سطرها را برایت پر می کنم ، به حرمت نام زیبایت لبخندی می زنم
و امیدم را به روزهایی که سهم یکی شدن ماست می بندم
دوستت دارم به اندازه تمام دوستت دارم هایی که نگفتم و می بایست می گفتم
تا روزی که ببخشی ام چشم به راه می مانم
نقطه سر خط . . . 



+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 14:41  توسط elyar & aygoon
|
کاش می شد اشک را تهدید کرد
مدت لبخند را تمدید کرد
کاش می شد از میان لحظه ها
لحظه دیدار را نزدیک کرد
+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 14:31  توسط elyar & aygoon
|
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 18:23  توسط elyar & aygoon
|
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 0:0  توسط elyar & aygoon
|
من بی تو یه ناتموم من بی تو یه نیمه جونم
دور از تو نذار بمونم من بی تو نه نمیتونم
+ نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 23:59  توسط elyar & aygoon
|
عزیزانی که نظر لطف شما شامل حال ما شده ...
تصمیم گرفتیم کمی تو وبلاگ تغییرات بدیم
امیدواریم شما هم مارو کمک کنید
تا بتونیم به کسانی که عشق رو فراموش کردن یه تکونی بدیم
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 21:42  توسط elyar & aygoon
|
عشق روحت را صاف می کند
صافی روح صفای باطنت را به دنبال دارد
آن وقت احساس میکنی که خوشبخت ترین مخلوق خدایت هستی
ای خدا از تو ممنونیم به خاطر دلهای پاکمان و عشق زیبایمان ...
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 21:38  توسط elyar & aygoon
|

هیچ چیز به اندازه دوست داشتن و عاشق شدن آرام بخش نیست
پس یه لحظه چشمهاتون رو ببندین و عاشق باشین
این رو هم فراموش نکنید که همه رو دوست داشته باشین
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 21:34  توسط elyar & aygoon
|